نخستین جلسه دورخوانی سال نود ، با حضور دوستان برگزار شد . به نظرم تخصصی ترین دورخوانی همین بود . همه تقریبا با مطالعه و همراه با سوال و مطلب به جلسه آمده بودند . البته این موضوع را می توان به اینکه همه فیلم داستان مورد بحث را قبلا" دیده بودند هم نسبت داد . خدا داند .
در هر حال ، بعد از معرفی دوستان و جمع شدن همه ، جلسه را طبق روال شروع کردیم . ابتدا دورخوانی از روی نسخه خلاصه شده ای که عیسی به همراه آورده بود ، خوانده شد و بعدا" وقتی کوشالشاهی ( شب است امروز ) نسخه جدید کتاب را با خود آورد ، از روی آن خواندیم . دورخوانی به صورت دو دور تمام شد و سریع به بحثها رسیدیم .

در ذیل خلاصه کلام دوستان را راجع به داستان و برداشتهایشان را درج می کنم . این هم خب نوعی از روایت جلسه ست دیگر . نه ؟
دیوار خط خطی : اسلام ( نام اصلی شخصیتی در داستان که در نسخه های جدید به اصلان تغییر یافته ! ) کسی ست که در همه مواقع نظر می دهد ولی کسی به حرفهایش گوش نمی کنه .
گودول : مشدی حسن به خاطر فقر جاری در جامعه و از دست دادن گاو به جنون کشیده میشه .
باران پائیزی : در اینجا روستا را به بیمارستانی بزرگ تشبیه کرد که هیچ کس در آن سالم نیست و همه به نوعی بیمارند . بعد گفت که ساعدی در این قصه از رئالیسم به سوررئالیسم که سمبل آن در این قصه گاو می باشد ، رسیده است . در ادامه ، دره را نماد هویت دوگانه برشمرد که وی در نهایت در آن سقوط می کند . نکته جالبی که اشاره کرد ، این بود که در این ده همه مشدی هستند و از حاجی و کربلایی خبری نیست . این خود می تواند گواهی بر فقر ایشان باشد که توان زیارت به دورتر را ندارند .
عیسی : سوال راجع به دلیل تعبیر باران پائیزی درباره مشدی بودن کرد که دقایقی بحث حول این محور پیش رفت . در ادامه وی به اینکه روستائیان با حذف گاو ( انداختن آن در چاه ) سعی در پاک کردن صورت مساله داشتند و نه حل آن نقبی زد .
نت صفر : دوست تازه همراهمان هم به پسر مش صفر اشاره کرد که به نوعی نماد جوان نوین روستاست که شوخی میکند ، با دیگران یک و به دو میکند ، خوشمزگی می کند و ...
صاد : بحث را به سمت یکی شدن عاشق و معشوق برد که اینجا گودول هم وارد بحث شد و صحبتهای خوبی بینشان شکل گرفت .
سر آخر ، امیر اقلیم آب و آئینه هم تلفنی تماس گرفت و ضمن اعلام همراهی ، متنی را که به عیسی داده بود ، توسط تنهایی عزیز به بچه ها عرضه کرد .
پس از بحثهای انجام شده ، جلسه مثل هر بار ساعت ۱۲:۳۰ به پایان رسید .
در حاشیه :
ـــ به صورت مفصل راجع به طرح امانی کتاب دیوار خط خطی بحث شد . اینجا بخوانید .
ـــ نوستالوژی باز مدرن برای نخستین بار ، اواخر جلسه آمد .
ـــ به دلیل مشغله زیاد کاری کاغذ کاهی از مدیریت مالی جلسات عذر خواست و با مشورت دوستان از دیوار خط خطی خواستیم تا این زحمت را بپذیرد . در اینجا صمیمانه از زحمات کاغذ کاهی تشکر و قدردانی می کنم .
ـــ جلسات آتی هم به صورت نویسنده انتخاب شد تا دوستان ، داستانهای کوتاه مد نظرشان را بعدا" اعلام کنند .
حاضرین از این قرار بودند :
گودول ( وب جدید ) / معنا / عیسی / دیوار خط خطی / حرفهایی که به سختی کلمه می شود / نوستالوژی باز مدرن + مهدی / شب است امروز / صاد / باران پائیزی / تنهایی / نت صفر / دبیر فهیم
جلسه دهم : گناهکار شهر تولدو / آنتوان چخوف / جمعه ۲ اردیبهشت ماه / ساعت ۱۰:۱۵ صبح / پارک طالقانی جنب کافی شاپ ورودی
جلسه یازدهم : محمد علی جمالزاده / جمعه ۱۶ اردیبهشت ماه / ساعت ۱۰:۱۵ صبح / پارک طالقانی جنب کافی شاپ ورودی
جلسه دوازدهم : جبران خلیل جبران / جمعه ۳۰ اردیبهشت ماه / ساعت ۱۰:۱۵ صبح / پارک طالقانی جنب کافی شاپ ورودی
پ ن : در اینجا دو داستان کوتاه از ساعدی آورده بودم . کسانی که نخوانده اند ، بخوانند .