نمی دونم برای شما هم پیش اومده یا نه ؟ ولی فکر می کنم که حتما" پیش اومده . خیلی مواقع برای اینکه بخوای یک چیزی رو به دیگران اثبات کنی ، یک قسم هم چاشنیش می کنی . حالا یکی میگه به جون بچه م و بچه مو کفن کنم ، تا بلکه جنسی رو که خریده پونصد تومن ، به مردم ده هزار تومن قالب کنه . یکی دیگه هم وقتی بخواد بگه من آفتاب مهتاب ندیدم و بچه خوبی بودم و تو اولین عشق اهورایی من هستی ، جون مادرش رو وسط میکشه . اون یکی هم روح بیچاره رو میون میاره و بهش قسم بخوره . که چی بشه ؟ شاید بتونه اعتمادی رو که کمی خدشه دار شده ، با این حرکت ، تقویت کنه .

راستش ، من خیلی اهل قسم خوردن نیستم . مگه وقتایی که بخوام روی چیزی تاکید شدیدی بکنم . وگرنه برای چیزای الکی قسم نمی خورم . برای همین مواقعی که می خواستیم قسم الکی بخوریم ، برای خودمون یک شخص فرضی درست کرده بودیم به اسم آرگوس . من نمی شناسمش . شما می شناسین ؟

هر جا که می خواستیم قسمی بخوریم و طرف هم بفهمه که یک جورایی شوخی کردیم و خیلی سخت نگیره ، به جون اون قسم می خوردیم . - باور کن . به جون آرگوس . - این وسط نه ننه بابای کسی تو گور جابجا میشد و نه الکی کسی رو کفن می کردیم . هم قسم مون رو خورده بودیم . هم اینکه طرف هم می فهمید که سرش کلاه نرفته . چون وقتی اسم آرگوس وسط میومد ، می دونست که موضوع خیلی هم جدی نیست .

به جون آرگوس !

 

پ ن : دورخوانی فردا فراموش نشه.