جدایی نادر از سیمین یا اخراجی ها . واقعا" مساله این ست ؟
بنا بر سنت چند سال اخیرم ، هیچ کدام از دو فیلم جدایی نادر از سیمین و اخراجی ها ۳ را بر پرده سینما ندیده ام . همان طور که نه درباره الی و نه اخراجی ها ۲ را سینما دیدم . پس راجع به مضمون و قصه هیچ کدام با آنکه اطلاعات کافی چه قبل از ساخت ، چه حین ساخت و چه پس از ساخت دارم ، حرفی نمی زنم . تنها از زاویه ای دیگر سخنم را پی می گیرم .
چندی ست بازی ای شکل گرفته که سعی در شکل دادن فضای قطبی بین این دو فیلم دارد . به نوعی یادآور فضای انتخابات ۸۸ . چه کسی شروع کرده و چرا ، بحثی جدا می طلبد و همتی دیگر که جایش اینجا و حالا نیست . اما ...
این دوئیت شکل گرفته به سود و یا زیان که خواهد بود ؟ بیننده ایرانی مختار است هر فیلمی را که می پسندد ، آزادانه انتخاب کند و برای دیدنش سالن سینما را انتخاب کند . پس اینکه عده ای از این بینندگان را به سخره بگیریم نشان از درایت ما نیست . اینکه عده ای تصور کنند با تحریم فیلمی ، میزان فروش آن کاسته می شود ، حرف عبثی ست که بارها و بارها ثابت شده . ولی اینکه باز هم عده ای بر طبل این اشتباه می کوبند ، جای تردید در نیات ایشان باقی می گذارد . چرا که ذهن جستجوگر انسان را هر چه از چیزی نهی کنی ، مطمئنا" بیشتر به آن جذب می شود . مگر آنکه از پیش تربیت فرهنگی لازم را برای او ترتیب داده باشی . ضمن آنکه بسیاری از کسانی که این فیلم را می بینند اهل شنیدن این تحریمها و نهی ها نیستند و سرشان به خودشان گرم است و لا غیر .
.
اخراجی ها ۳ بدون شک فروشی میلیاردی خواهد داشت و بی شک رکورد جدایی نادر از سیمین را خواهد شکست . چرا که دو نسخه پیشین این فیلم هم نیزچنین رکورد شکنی را در سابقه خود دارند . همچنین فضای طنز ساری براین فیلم هر بیننده ای را بر دیدن آن تشویق می کند . وقتی فیلمهای سخیفی مانند چارچنگولی و امثالهم ، فروشهای چند صد میلیونی را تجربه می کنند ، احمقانه ست که تصور شود این فیلم که بدون شک ، چند ده سر و گردن از آنها بالاتر است ، کمتر بفروشد . دیگر آنکه ، فضای حذفی شکل گرفته بر این فیلم ، که حاصل از تحریم معترضین سال ۸۸ می باشد ، خود باعث کنجکاوی بیشتر دیگران جهت دیدن این فیلم و نیز جبهه گیری دوباره جماعتی بر روی فیلم محترم مقابل یعنی جدایی نادر از سیمین خواهد شد . کما اینکه این فضا را به شدت و حدت مشاهده می کنیم . این وسط سوخت و باخت اصلی بر روی فیلم مذکور تحمیل خواهد شد . بی شک . حال اینکه چه کسی این جو را سامان داده و آن را پیش می برد ، کمی انسان را به فکر فرو می برد ! فرهنگ دوقطبی یعنی حذف نگاه ملی در این عرصه . باور کنید ، جو ضد روشنفکری حاصل مذاق همه را تلخ خواهد کرد .
اینکه بخواهیم این دو اثر را به بازی یا من یا تو ، بکشیم و مدام تکرار کنیم که یا من بر حقم یا تو ، سرانجام خوشایندی را به همراه نخواهد داشت . چنین فضاسازیهایی فرصت اندیشیدن را می گیرد و راه را بر برخوردهای بی منطق و لاجرم باز می گذارد . کاری که نشانه بی تدبیری و بی سیاستی ست . اینکه این دو فیلم در یک زمان و با چنین فضای رقابتی اکران شده اند ، خود نشان از تمایل عده ای به شکل گیری این فضا و پنهان ماندن زوایای این فیلمها نزد مخاطبین آنها دارد . البته می تواند این همزمانی تصادفی هم باشد و این تفاوتی در ماجرا ایجاد نمی کند . چرا که به هیچ وجه این دو قابل مقایسه نیستند . هر کدام متعلق به فضای فکری ، اجتماعی ، ساختاری متفاوتی بوده و سازندگان آنها هم داعیه دار نگاه متفاوتی هستند . اینکه ما به کدام نگاه نزدیک تریم ، سخن جداگانه ایست که این نوشته سعی در دامن زدن به آن ندارد . فضای بددهنی ، دشنام گویی و صفر و یکی جامعه این روزهای ما عجیب دلگیر و پر آشوب ست . گفتمان یا من یا هیچ . گفتمان رایج این روزهای ماست . گمان نمی کنم در سالی که پیش رو داریم ، این نگرش طلیعه مناسبی برای رفتارهای ما باشد . کسانی که دعوی رفتارهای متمدنانه دارند را انتظاری بیشتر از این می رود . کسی که به حذف و تحریم می اندیشد ، اجازه مخالفت با نگاه تحریمی و حذفی دیگران نسبت به خودش را ندارد . چرا که خود نیز به همان خرده فرهنگ تعلق دارد و از همان چشمه آب می خورد که او .
در جامعه هفتاد میلیونی ایران ، برای جذب مخاطب فضا بسیار مهیاست . این را پیش از این هم گفته ام . بی خردی ست ، مخاطبی را که گران بدست می آوریم ارزان به حریف واگذار کنیم . خود دانید .
بعدا" نوشت : با یک جستجوی ساده در اینترنت متوجه می شوید که پخش کننده هر دو فیلم گویا یک موسسه می باشد !