اوايلي كه شروع به نوشتن كردم ، بهانه براي رفتن به وب ديگران نداشتم . منم كلا" طوريم كه وقتي جاي نا آشنا ميرم ، يكهو نمي پرم وسط و بگم منم هستم . يواش يواش جاي خودم را باز مي كنم . بايد يك جور احساس اطمينان توي دلم بوجود بياد تا بعدش بتونم حرف بزنم . خب حالا با اين طرز فكر ، براي مطلب ديگري اونم بار اول ،  بخواهي نظري بگذاري ، كار سخت تر ميشه . از اين جملات كليشه اي هم دوست نداشتم كه : به به چه مطلب قشنگي . بيا به من سر بزن . يعني چي ؟ مگه مردم مچل من هستن كه سر كارشون بگذارم . خب همين كار رو سخت تر مي كرد . خيلي فكر كردم كه چي بگم كه هم تازه باشه و هم كسي گمان اسپمر بودن به من نبره . اين بود كه به ذهنم رسيد بنويسم : مطلبت رو خوندم ، خيلي خوش خط نوشتي . مرسي .

به نظرم جمله قشنگي ميومد . تازه از طرف هم دعوت نكرده بودم كه پيشم بياد و اين طوري به طرف حق انتخاب داده بودم . اين خيلي عالي بود . از اين لفظ خوش خط نوشتي خيلي ذوق مي كردم . انگار يكي از جملات بزرگ ادبي رو خلق كرده بودم كه ميشد روي كارت پستال كنار عكسي با موهاي پريشان از من ، بنويسن و توي ولنتاين به تيراژ بالا بفروشن .‌ يعني من پولدار ميشدم ؟

.

توي همين گشت و گذارهاي اينترنتي كه براي كسي همين جمله را گذاشتم ، يكي از دوستان در جواب نظر فوق العاده و مبتكرانه م توي پستي برام نظر گذاشت : دوست عزيز ممنون از نظرتون راجع به پستم . ولي نوشته من با فونت خود بلاگ نوشته شده و من در انتخاب آن نقشي نداشتم . اگر در انتخاب هاي شما اين فونت وجود ندارد ، مي توانم راهنماييتان كنم . با تشكر .

خجالت كشيدم ديگه به وبش سر بزنم . ديگه از اين جمله م هم خوشم نيومد . جمله بدم رو هم ديگه دوست نداشتم . به دارايي امروز خودم راضي شدم .