پیرامون حال و هوای این روزهای بلاگستان !

نمی خواستم راجع به این موضوع فعلا" چیزی بنویسم ، اما امروز دیدم خیلی از وبلاگها درباره رفتن و آمدن عده ای احساس نگرانی و یا خوشحالی کرده اند و کلا" به این موضوع پرداخته اند. گفتم پیرو نوشته قبلی خودم درباره فضای مجازی یک چند خطی بنویسم.

گفتم هر وبلاگ یک رسانه است و عده ای این را بر من خرده گرفتند . هنوز هم با قدرت بر این عقیده هستم و محکم بر آن پافشاری می کنم. چون یک واقعیت است. اما اینکه عده ای سخیف می نویسند یا عده ای بلیغ ، بحثی جداست که اشاره ای به آن می کنم.

بحث را به فضای واقعی می کشم تا کمی محسوستر شود. در سینما این روزها برتری عددی و گیشه با فیلمهای اصطلاحا " طنز !!! شده و سایر فیلمها در گوشه رینگ افتاده اند. حالا این وسط  فیلمی مانند ملک سلیمان فروش می کند ، خب برمی گردد به تهیه کننده قدرتمند و شدت تبلیغات آن و خرجی که برای فیلمش کرده و اصلا" وارد آن نمی شوم ( شما هم نشوید ! ) ، اما دیگر فیلمی که بتوان از آن به عنوان فیلم تاثیرگزار اجتماعی نام برد ، وجود ندارد. نه از کاغذ بی خط خبری است و نه از سارا و بانو و پری ، نه از برج مینو و آژانس شیشه ای و نه از دوئل و متولد ماه مهر! نه از قرمز خبری هست و نه از خیلی فیلمهای مطرح گذشته. این یعنی خالی شدن سبد تولید از چنان فیلمهایی و باز شدن فضا برای عرضه فیلمهای بی خطر چارچنگولی و امثالهم. در جامعه ۷۰ میلیونی فروش یک میلیاردی ، با قیمت ۵۰۰۰ تومانی بلیت یعنی فقط ۲۰۰ هزار بیننده . آیا این افتخار دارد ؟ مساله اینجاست که از این ۷۰ میلیون بسیاری دیگر برای جذب شدن وجود دارند که برای آنها طرفی نبسته ایم.

برگردیم به فضای مجازی ، هر وبی می تواند روزآمد باشد یا هر از چندگاهی ، یا هفته ای و ... و طبیعتا" هر وبی می تواند بازدید خود را داشته باشد. در این حرف شکی نیست. هیچ کسی هم جای کس دیگری را تنگ نمی کند. عده ای دوست دارند ، زبان ساده بخوانند وعده ای زبان ثقیل را می پسندند. در این هم ایرادی نیست. در این فضای مجازی که جذب مخاطب تقریبا" به صورت تک به تک و احیانا" اتفاقی صورت می گیرد ، حفظ مخاطب کار دشواری است که فکر و حساسیت زیادی می طلبد. نه رفتنی باعث خوشحالی می شود و نه آمدنی باعث ناراحتی و از دست دادن مخاطب برای دیگری. فقط آنچه مهم است ، اینکه استانداردهای یک وبلاگ نویسی درست را رعایت کنیم. مخاطب ساده خوان هم می تواند به جای دیدن چارچنگولی ها ، طنزهای قویتر و به سامان تری ببیند و لذت ببرد. آیا این شایسته لذت او نیست ؟ آیا موقع آن فرا نرسیده که به استاندارد نویسی فکر کنیم ؟

 

 پ ن ۱ : قبلا" در  پست مجازی یا واقعی ؟ مساله این است.  راجع به فضای مجازی و واقعی قلمی زده بودم.  اگر نخوانده اید ، بخوانید !

 پ ن ۲ : می توانید هر کدامتان در این باره ( استاندارد نویسی ) نظری دارید بدهید. منطقی و محکم لطفا" !!!