اتوبوس
همگی ایستگاه اول جلوی اتوبوس می نشستند. 6،7 نفری می شدند. اتوبوس حرکت می کرد. ایستگاه های بعدی که می رسید ، اولین کسی که وارد میشد ، یکی از میانشان می گفت : برپا !
همه یک جا بر می خواستند. توی اتوبوس همه گیج و مات به هم نگاه می کردند. وقتی می فهمیدند چی شده ، کل اتوبوس به خنده می افتادند.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 9:39 توسط فرهاد حسنی
|