ماه آبان را خیلی دوست دارم. چرا؟

من و همسرم در آن متولد شدیم . در آن ازدواج کردیم . خدا را چه دیدی ، شاید در آن هم مردیم. بگذریم .

یک سال سیزدهم آبان دبیر فیزیک اعلام کرده بود ، امتحان می گیرد. خوب ما هم زیاد نخوانده بودیم . زنگ اول که گذشت ، بعد از زنگ تفریح بلند گو اعلام کرد که کسانی که مایلند به راهپیمایی بروند سریع بیایند . ما هم که از همون اول ضد استکبار !!! سریع رفتیم و فیزیک بی فیزیک ...

توی راهپیمایی هم چون یک کم درشت بودم یک پرچم با نوشته طول و دراز دادند دست من که حمل کنم. موقع آتش زدن عروسک عمو سام ، از شانس من گوشه پرچم گیر کرد به عروسک و یکدفعه آتش گرفت و خلاصه سوخت. از طرف مدرسه کسی نفهمید . اینو شانس آوردم.