بچه که بودم، گهگاهی پیش می اومد با پدرم می رفتیم حموم عمومی. نه اینکه خونه مون حموم نداشت ها، نه. نزدیک خونه مون یک حموم بود که دلاک خوبی داشت. نمی دونم شماها چقدر یادتونه، قدیما مردم خیلی اهل کیسه کشیدن بودن. یک پارچه زبر و سفت رو دولا می دوختن و با یک سفیداب بهش می مالیدن و با حرص روی بدن هم می مالیدن. پوست طرف قلفتی کنده میشد. تازه این موقع بود که باورشون میشد تمیز شدن. ما هم برای فرایند تمیز شدن این چنینی، گهگاهی تنمون به کیسه می خورد تا اینکه بزرگ شدیم و ...

این روزها خیلی حس می کنم کاش همون فرهنگ کیسه کشیدن رو دوباره یاد می آوردیم. درسته که حالا با انواع و اقسام شوینده ها، دیگه هیچ چرکی روی پوست بدنهامون باقی نمی مونه. اما دلامون پر شده از چرک و آلودگی که انگار هیچ طوری نمیشه پاکشون کرد.

کاش یکی پیدا میشد یه کیسه اساسی به دلهامون می زد. کاش!