نمی دونم چند نفر از دوستانی که منو می خونن، این کتاب رو خوندن. یا چند نفرشون به تازگی خوندن یا قدیم ترها خوندن. یا حتی کیا فقط فیلمهایی که یا مستقیم از روی اون ساخته شده رو دیدن یا فیلمهای اقتباسی از روی این کتاب رو. اگر جزو هر دسته که باشید از رمانی براتون حکایت می کنم که هم جناییه، هم اخلاقی. هم مسائل روانشناسی شخصیت اول و حتی مرتبطینش رو به بازی می گیره و هم رگه هایی از اعتقادات فلسفی رو نمایان می کنه.

رمانهای روسی برای کسانی که اونا رو می خونن و دنبال می کنن، همیشه حاوی رگه هایی از اعتقادات فلسفیه نویسنده شه که تا حدی فضای سیاسی اجتماعی خاص جامعه روس رو در گذر زمان به خوبی نشون میده. یکی از این نویسنده های تاثیر گزار بدون شک داستایوسکی هست. کسی که رمان جنایت و مکافات او تاثیر زیادی بر ادبیات گذاشته، تا جایی که گفته میشه کافکا تحت تاثیر او دست به قلم برده.

جنایت و مکافات

چون رمان طولانی بود و امکان خواندن اون ممکن نبود، خلاصه داستان را امیر اقلیم آب و آئینه زحمت کشید. بعد هم دوستان به اختصار یادداشتهایی که داشتند رو خواندند. البته اعتراف می کنم شوری که همیشه بین دوستان وجود داشت، اینبار کمرنگ تر بود. هر چه به لحظه اذان نزدیک تر می شدیم روزه بیشتر ایشان را در بر می گرفت و خستگی در چهره مهربان و روزه دار ایشان مشاهده میشد. به هر تقدیر جلسه را در زمان مفید حدود یک ساعت به پایان بردیم.

 

+ چیدن سفره افطاری شور را دوباره بین دوستان زنده کرد. آش خوشمزه و دلچسبی که دبیر مهربان جلسه امیر اقلیم آب و آئینه زحمت طبخش رو کشیده بودن طعم خوشایند افطار رو به مذاق همه چشاند. دستپخت عالی ایشان شایسته تقدیر بسیار از سمت من و سایر دوستان می باشد. تهیه نون و پنیر و زولبیا هم با دوست مهربان دیگرمان نت صفر عزیز بود که با نان بربری همراه شده بود. خلاصه جایتان خالی. دورخوانی افطاری را هم تجربه کرد، به لطف و همراهی دوستان. جای همه شما خالی.

 

+ کوشالشاهی اینبار کولاک کرد. داستان کوتاهی با عنوان سادات محله کوشالشاه از نوشته های خودش رو خوند که روایت بزرگ شدن محله نامبرده بود...

 

جلسه نوزدهم : دوشس و جواهر فروش + پارک کیو / آدلاین ویرجینیا وولف / جمعه ۱۸ شهریور ماه  / ساعت ۱۰:۱۵صبح / پارک طالقانی جنب کافی شاپ ورودی