گور بابای تخصص
سالهاست به این نتیجه رسیدم هیچ دیواری توی این سرزمین کوتاهتر از ورزش نیست. اینکه ورزش، محبوبیت و شهرت به ارمغان میاره باعث شده که هر کسی برای دستیابی به یک پست ورزشی سر و دست بشکنه. انقدر نمونه زیاده که نه شما حوصله شنیدنش رو دارین و نه من حس گفتنش رو دارم. حالا اینکه چرا این چند خط رو نوشتم به خاطر داغ تازه و بزرگیه که از این نظر دوباره وارد شده...
یک ماه پیش بحث انتخاب وزیر ورزش، لج و لج بازی دولت و مجلس بر سر تشکیل اون و البته نهایت وزیر پیشنهادی دولت ( سجادی ) و نحوه معرفی اون به مجلس مدتی ذائقه مردم رو تلخ کرد. اما گذشت. سکوتی فرمایشی مدتی محافل خبری رو فرا گرفت و همه منتظر تعیین وزیر جدید ماندند. تا یک حرکت خارق العاده از نوع دولت دهم! دوباره انگشت حیرت را به لب همه قرار داد. وزیر سابق تعاون که الان وزیر ورزش شده، به عنوان سرپرست این وزارتخانه جدید التاسیس قرار گرفت. سکانداری دو سازمان سابق تربیت بدنی و جوانان به یکباره بر دوش او نهاده شد. در حین رای گیری نمایندگان با رای نمادین!!! ترجیح دادند زبان بیگانگان را کوتاه کنند تا دل جوانان ایرانی را خوش. این نکته ای بود که حیرت مرا برانگیخت. سرزمینی با اینهمه مفاخر و نیروهای تحصیل کرده همچنان بر مدار انتخابهای سبک قحط الرجالی دور می زند و هنوز تخصص آخرین پارامتر نیروهای گماشته شده در ورزش است. چه کودکانه در پی فتح سکوهای قهرمانی هستیم. با اینهمه متخصص!