دورخوانی پانزدهم ( چکمه ، هوشنگ مرادی کرمانی )
شاید داستان چکمه از ساده ترین نوشته های مرادی کرمانی باشد ولی همین داستان ساده و بی پیرایه محل گفتگوی بسیاری بین دوستان شد که شاید کسی انتظارش را نداشت . به قول امیر اقلیم اب و آئینه داستان رسیدن حق به حقدار است .
بعد از خواندن داستان عمده گفتگو راجع به سبک نوشتن مرادی کرمانی بود که بیشتر دوستان نمی پسندیدند . البته بسیار گفتگو ها رفت و برگشتی بود و فرصت نوشتن را از من گرفت .
در هر حال ضعیف ترین روایتم از دورخوانی را می نویسم . باور کنید فرصت محدودی برای نوشتن دارم .
در حاشیه :
- امیر اقلیم آب و آئینه با زحمت و لطف فراوان همیشگی شان از بچه ها با آب دوغ خیار پذیرایی کردند . به رسم پشت پای آقاد صاد که سربازی رفتند .
- فرشته های کلاس اولی من از کرمانشاه آمده بودند .
حاضرین از این قرار بودند :
عیسی / عاشق ترین امیر اقلیم آب و آئینه / کلمه رمز : زندگی / دیوار خط خطی / راسپوتین / در هم نوشته ( مهرداد ) / کوشالشاهی/ فرشته های کلاس اولی من / خانم عباسی / دبیر فهیم
جلسه شانزدهم : قلعه حیوانات / جرج ارول / جمعه ۲۴ تیر ماه / ساعت ۱۰:۱۵ صبح / پارک طالقانی جنب کافی شاپ ورودی