گودول : از زبان یک زن خوب ننوشته بود . کمی زنها را تمسخر کرده بود .

معنا : وقتی زن دست بیرون کرده بود و آن لات دستش را گرفت و مرد حرکتی نکرد ، جالب نبود . مرد ایرانی در آن دوران چنین رفتاری نمی کرده .

نوستالوژی باز مدرن : البته طنز خوبی داشت .

دیوار خط خطی : قصه زمان خاصی داره . آن زمان نمونه های مشابهی داشته و اتفاق می افته . انسانهایی که بدون مقدمات مدرنیته یکهو مدرن شده بودند و باعث شکست بنیان خانواده می شد .

راسپوتین : در شرایط امروز می شود نمونه هایی را دید . البته زنهای آن روز پایبندتر بودند و به راحتی خانواده شکسته نمی شد .

در این بین گفتگویی بابت شرایط آن روز بین دیوار خط خطی ( پارسا ) و راسپوتین بابت مقایسه شرایط آن روزجامعه با امروز سر گرفت که با ورود گودول گفتگو سه نفری شد .

گودول : تکنولوژی اگر فرهنگ را همراه خودش نیاورد ، مناسبات غلطی را خواهد داشت .

دبیر : اینکه سیمین با نگاه انتقادی به جامعه زنان آن روز نگاه می کند ، به نظرم جای تقدیر دارد و این باعث بزرگی سیمین است .

گودول : جالب اینجاست که سیمین و جلال در اتوبوس در مسیر شیراز در سفری طولانی که همسفر می شوند ( سال ۱۳۲۸ ) آشنا می شوند . و از دید یک خانم تحصیل کرده و اروپا دیده به جامعه نگاه می کند .

زویا : در این قصه سیمین چیز بیشتری می خواست بگه . به تفکراتی اشاره می کند که در زن القا میشه و وی کاری نمی کنه . کاملا" روند فکری وی در منزل صدیقه خانم ، از نوع حرفهای بورژوازی ، در حال تغییر بوده و این ماشین یک نماد است . در این داستان مرد متوجه تغییر زن می شود . امروز هم این مشکل است . این خانم فقط به شنیده ها اکتفا می کرده و تحقیق نمی کرده . امروز هم خیلی ها اینطوری رفتار می کنند .

ص : نویسنده زن داستان ، بدون توجه به جنسیت زن قصه ، جامعه و روابط را نقد می کند .

عیسی : ( نقل قولی از سیمین کرد که در جایی گفته : دیگر دوست ندارد مرگ کسی را ببیند . ) در ادامه مهارت وی در نوشتن داستان طنز را اشاره کرد و اینکه وی در موقع نوشتن آن تحقیق هم داشته . چرا که به راحتی و با تسلط به مواردی اشاره می کند که شاید در آن روزها هر زنی و حتی بالاتر هر مردی از آن خبر نداشته . مثل اشاره هایی که به ماشین و مسائل آن می کند . و اینکه به راحتی توانست بعد از چند دهه ما را بخنداند . وی در این قصه استفاده غلط از اعتقادات ( خرافه پرستی ) را به چالش کشیده بود .

گودول : سیمین را بدون لال هم باید بزرگ دانست . بسیاری او را فقط همراه جلال نگاه می کنند و این خود باعث ناراحتی سیمین هم هست . چرا که البته سیمین قبل از جلال دکترا داشته و در آن روزگار اولین کتاب را از برنارد شاو ترجمه کرده .

چعبی : اشاره به عزیز نسین کرد که ساده و راحت در همان دهه طنز می نوشته .

دبیر : متاسفانه آخرین رمان ایشان در چند سال پیش گم شده و منتشر نشده .

نت صفر : من هم اعتقاد دارم که سیمین جدا از جلال ، بسیار بزرگ است .

امیر اقلیم آب و آئینه : متنش را ارائه کرد که توسط مترومن خوانده شد . در آن اشاره کرده بود که وی به شیوه ( ا.هنری ) از وقایع نگاری برای نشان دادن سطوح مختلف واقعیت استفاده می کند . در این داستان وی فرهنگ مصرفی و ارتباط آن با فساد زنان را نقد کرده و به چالش می کشد .

گودول : سیمین اولین رئیس کانون نویسندگان بوده .

در ادامه گپی دوستانه راجع به شخصیت سیمین و جلال سر گرفت . و سر آخر ۱۲:۳۰ جلسه را تمام کردیم .