عروسی دلقکها
چند روزی ست ماجرای ازدواج پرنس ویلیام و همسرش کیت میدلتون نقل محافل خارجی و البته داخلی شده است . به شخصه چندان اهمیتی برای این نوع مراسم قائل نیستم . چرا که برگزاری چنین مراسمی مطمئنا" شخصی بوده و نیازی به این همه هیاهو نیست . اما دو نکته برایم جالب بود که خواستم در اینجا به کوتاه اشاره ای کنم .
۱- در عصر نوین و زمانه ای که همه در حسرت جامعه جمهوری محور تلاش می کنند ، برگزاری چنین مراسمی از سوی کشوری که خود را به نوعی از جمله مدعیان برابری و آزادی می داند ، بدون شک نقض غرض بوده و جز خنده تمسخر نشاندن بر ناظرین چیزی به ارمغان نخواهد داشت . روزگاری که اکثریت بلامنازع کشورها از حقوق مساوی در روابط مدنی خود بهره می برند و یا برای رسیدن به آن تلاش می کنند ، عده ای معدود در کشوری با این قدمت و این همه وابسته های اقماری چنین رفتاری را می کنند که خود گویای عمق درونی اعتقادات ایشان است . کشوری که هنوز با آب و تاب رفتارهای ملوکانه را جشن می گیرد و جمعی جدا مانده از جامعه را ارج می نهد و چنین مشتاقانه به تماشا می نشیند ، هیچ جایگاهی در بزرگی کردن در روابط بین المللی ندارد . وی هنوز خود باید برای رسیدن به برابری های مدنی تلاش کند ، بزرگی پیشکش .
۲- به نظاره نشستن روابط شخصی دیگران تا جایی که زوج در مقابل همگان به بوسیدن هم بپردازند ، غیر از دلقکی کردن چه می تواند باشد . اینکه لینکهای این عروسی بالاترین بازدید را در تمام سایتهای خبری خارجی به خود اختصاص می دهد . اینکه خواهر عروس ، به دلیل مجرد بودن به عرضه گری مشغول می شود و همه با اشتیاق وی را در اینترنت جستجو می کنند ، جز از کنار رفتن پرده ها از چهره واقعی مدعیان دروغین دنیا چیست ؟ وقتی برای جلب توجه دیگران و پنهان کردن خطاها ، خود را بزک می کنند و در مقابل دیدگان مردم رژه می روند ، نوعی دلقک شدن مدرن نیست ؟ ازدواجی که به مانند بنیانهای سلطنتی آبشخورش پوسیده شده و دلقک شدن را به بهای بقای خود و از کنج خلوت خارج شدن ترجیح می دهد .