دور خواني دهم ( گناهكار شهر تولدو / آنتوان چخوف )
دیوار خط خطی : راجع به چخوف و سبك كارش صحبت كرد . وي را بزرگترين داستان نويس و نمايشنامه نويس دانست و او را صاحب سبك داستان نويسي به صورت گفتگو دانست كه مي تواند به راحتي راجع به هر موضوعي داستان بنويسد .
معنا ( ماندانا ) : زندگينامه چخوف را خواند . ( يادداشت كامل ايشان نزد من موجود است . )
نت صفر : روسها يا چخوف را دوست دارند يا ندارند . اونهايي كه ندارند ،ارزش ندارند راجع بهشان صحبت شود . ( اين نقل قولي بود كه وي گفت ، روسها به آن معتقدند . ) در ادامه وي به تقابل بين خرافات و عقل و نهايت عشق در داستان اشاره كرد .
دبير فهيم : چرا نويسنده از ديدگاه بالا مورد خطاب قرار مي دهد . در داستان اهانت مي كند . بي شعور . ابله ، كه به نظر من روش درستي در نويسندگي نيست . نويسنده نبايد مستقيم قضاوت كند . همچنين به كلام سنگين و كلمات دشوار مترجم اشاره كردم كه متن داستان را تحت تاثير قرار داده . مخصوصا" جاهايي كه از طرف راهب ها سخني را مي نويسد ، كلمات عربي توي ذوق مي زنند .
امير اقليم آب و آئينه : نويسنده در داستان قصد دارد بگويد كه ارزشهاي آن دوران را قبول ندارد . خصوصا" ديدگاه مردسالارانه رايج را .
گودول : ديدگاه مردسالارانه در اديان وجود دارد . و زن چون قدرت كمتري دارد مجبور است كه حتي بعضي موارد ، از حيله براي رسيدن به منافعش استفاده كند .
پارسا : داستانها قالب طنز تلخ دارند .
گودول : خرافه و خرافه پرستي را مستقيم نقد مي كند .
صاد : خرافه هايي كه مورد نقد قرار مي دهد ( جادوگر كه بايد سوزانده شود ، اينكه بايد براي آمرزش گناهان گواهينامه بگيرند ) و نيز بي شعوري اسپالنتسو را به خاطر رفتارش با همسرش دانست .
معنا : عمر خرافات مثل ماهي دراز است ( چون ماهي ها يكي از موجوداتي هستند كه از عصر دايناسورها باقي مانده اند . هرچند كه عمرشان كوتاه به نظر مي رسد . )
عيسي : داستان ترجمه رواني نداشت . غلطهاي املايي ، انشايي كه در ترجمه وجود داشت . در جواب نت صفر هم گفت : من تقابل بين آنها نمي دانم . به نظرم تداخل وجود دارد . ناهنجاريها حاصل اين تداخل ست و حاصل غشي كه صاحبان دين در آن ايجاد مي كنند وگرنه دين با فطرت سازگار است . در كلمه بي شعور با وب لوگ هم فكري داشت . آنجاكه وب لوگ اين كاربرد را نقد كرد و آن را حاصل رفتار مرد دانسته بود . در نهايت عيسي گفت : دگماتيسم بودن ، اعتقادي ست كه به فرد داده مي شود كه اگر خودت را بكشي فلان اتفاق برايت مي افتد و ...
دبير فهيم : اسپالنتسو بزرگترين فرد سرزمين خودش بوده و در عين حال دريانورد بوده . يعني به جاهاي مختلف سر مي زده . اين نشانه به روز بودن اين فرد داره كه با توجه به رفتارش نشانه ضعف شديد جامعه آن روز در اسپانيا و ساير كشورهاي اطراف داره .
گودول : بايد در بررسي ها به ظرف زماني و مكاني توجه كرد .
صاد : در بين مرد و همسرش عشقي وجود نداره . كسي كه اول گفت ديوانه وار دوستش داره ، آخر سر زنش را مي كشه .
نت صفر : تقابل را به كار بردم كه اشاره كنم اسپالنتسو فردي بزرگ بوده ولي وقتي راهب را مي بينه قسمت علمش از بين مي رود و رفتار نادرست مي كند .
عيسي : سر آخر مرد جايزه اي كه مي گيره ، نوشته هاي اسقفه . اين يعني به راهت ادامه بده و تصميمت ادامه داشته باشه .
دیوار خط خطی : اولين داستان چخوف در سال ۱۸۸۰ نوشته شده و سالگرد داستان نويسي چخوف به قول خودش ( چخوف سالگرد داستان نويسي يك نويسنده را بيست و پنج سال بعد از نوشتن اولين داستان مي داند كه در آن فرد به پختگي مي رسد . ) را نديده و در سال ۱۹۰۴ از دنيا رفته است .
امير اقليم آب و آئينه : اينكه جادوگر را با آتش مي سوزاندند به خاطر اين بوده كه پاك و تطهير بشه . اين عقايد آنها بوده .
پس از پايان بحثهاي انجام شده ، جلسه در ساعت ۱۲:۲۵ دقيقه به آخر رسيد .
در حاشیه :
ـــ به مناسبت تولد دو دوست عزيز هميشه همراه دورخواني ، امير اقليم آب و آئينه و عيسي ، دوستان با هدايايي محبتشان را ابراز كردند و كيكي به اين مناسبت تهيه شده بود كه بين همه تقسيم شد و جلسه مثل هميشه با مهرباني به پايان رسيد .