مستر بیگ
کت و شلوار جین آبی گشاد . تی شرت سفید روی شلوار . از زیر کت زده بیرون . ریش نخی در تمام صورت امتداد یافته . وزن حدود ۱۲۰ کیلو . ای ، بگی نگی ۲۶ ساله ! به همراه یک خانم لاغر اندام ، به زحمت ۵۰ کیلویی . تریپ دانشجوی هنر . حدودا" ۱۹ ساله .
داشتم چایی می خوردم که سر میز من نشستند ، بی اجازه . توی این روابط هم که طبق معمول خرید با خانمه . پس طبق روال دختر خانم رفت که چای بخره و برگرده . مستر بیگ ، پاکت سیگار مارلبورو قرمز رو از جیب کتش درآورد و بی تعارف به من ، یکی رو به سر چوب گذاشت ، آتش زد و شروع کرد به کشیدن . پک سوم رو که بیرون داد ، دختره با دو تا چای نبات رسید . چای رو جلوی مستربیگ گذاشت و اون هم با کلی ناز و افاده هنری ، شروع به هم زدن کرد .
-: استاد ! کار جدید چی دستتونه ؟
--: فعلا" نریشن کار می کنم .
( من : آیکون تعجب )
-: یعنی الان کارتون دقیقا" چیه ؟
--: عزیزم ، گفتم که نریشن میگم .
حالا صدای طرف رو فرض کنید توی گلوش انداخته و حس گرفته . ( من دارم تو آدمکها می میرم . تو برام از پریا قصه میگی . شنیدین ؟ همون صدا رو می خواست تقلید کنه . )
-: وای من چقدر نریشن دوست دارم . میشه منم نریشن یاد بگیرم . به منم یاد میدین ؟
( من : آیکون شاخ درآوردن )
--: خواهش می کنم . حتما" . ولی چند سال زحمت داره . فرصتی پیش بیاد حتما" . محل مناسب می خواد . اینجا نمیشه که .
-: الان آخرین کاری که انجام دادین ، کدومه ؟ میشه یکیش رو مثال بزنین ؟!
--: ....
( من : این که کار استاد جلیلونده !!! چرا خالی می بندی ؟ )
-: وای استاد . چقدر صداتون قشنگ و مخملیه . وای من عاشق صداتون هستم . من همه فیلم هاتون رو دیدم .
...................
چند روز بعد . همان مکان
مستر بیگ به همراه خانمی دیگه ، تقریبا" با همون مشخصات و همان سن و سال در میز نشسته بودند . این بار به تلافی قبل بی اجازه سر میزشون نشستم .
......
-: استاد ، میشه یک نمونه از کارتون رو معرفی کنید ؟
--: ....
( من : این که صدای حسین عرفانیانه !!! )
-: وای استاد چقدر صداتون قشنگ و مخملیه . وای من عاشق صداتون هستم . من همه فیلم هاتون رو دیدم .
......
و این داستان ادامه دارد .
پ ن ۱ : لازم هست بگم که اون من ها ، همه تو دلم اتفاق افتاد ؟ حالا که گفتم . پس هیچی .
پ ن ۲ : خواننده محترمی با جستجوی عبارت " تعبیر دست راست به سر کسی زدن " به وب من رسیده . این عبارت معنی داره ؟