پدر : کارمند عالی رتبه ، بازنشسته ، مرحوم

مادر : دبیر برجسته ، بازنشسته

داشته ها : یک دستگاه آپارتمان ، یک باب مغازه ( هر دو ملکیت شخصی ، خریداری شده توسط پدر )

به علاوه میراث برجای مانده از پدر !

وضعیت : سی و پنج ساله ، بیکار ، بدون همسر، ( خواهر کوچکتر مجرد ، به همبن علت چون مادر درآمد دارد ، حقوق بازنشستگی پدر به حساب خواهر واریز می شود ، وی از هر دو حقوق سهمی گرفته و مصرف می کند ) ، هیچ دوست دختری نداشته و ندارد ! ، دیپلمه و فقط وقتش را صرف امور یلل و تلل می کند

به نظر شما چگونه می شود که انسانی با این مشخصات قادر به اداره زندگی نباشد و دچار بیهودگی باشد ؟؟؟

 

پ ن : پست پایینی را هم بخوانید. درباره دورخوانی ششم !