دیشب تلویزیون وطنی در اخبار شبانه اعلام کرد که بیش از هفت هزار میلیارد تومان ( معادل هفت میلیارد دلار ) سرمایه به صورت ارز توسط شرکت کوئست از ایران خارج شده و حدود ۶ میلیارد تومان آن به صورت پورسانت ها به کشور بازگشته است.

همه تا حدی با این شرکت و نحوه جذب مشتری و سایر موارد مربوط آشنا هستید. اما بزرگی این رقم باعث شد این پست را بنویسم. اگر فرض کنیم کشوری با نرخ سود ۱۰ درصد که در دنیا یک نرخ سود فوق العاده سرسام آور است ، کالایی را به فروش برساند برای بدست آوردن چنین سرمایه عظیمی ، نیاز به فروش بیش از ۷۰ میلیارد دلار دارد یعنی چیزی نزدیک به کل بودجه سالانه مملکت ما. حال چگونه می شود که مردمان این سرزمین دست به چنین قمار خطرناکی می زنند و بی محابا خود و خانواده و نزدیکان خود را که در دایره معتمدین شان هستند به این بازی وارد می کنند ، مگر بتوانند از دیوارشان بالا رفته و اندکی کسب درآمد کنند ، خود حکایتی ست که می توان مدتها راجع به آن حرف زد وبیشتر هم شنید. ( حالا تصور کنید نفتی وجود نداشت و ما مجبور بودیم چنین بودجه ای را با تولید ناخالص ملی حاصل صادرات فرآورده های غیر نفتی بدست بیاوریم ! )

آنچه مهم است اینکه این شرکتها از دایره نزدیکان و دوستان فرد به عنوان بازار هدف استفاده می کنند و Face to Face جذب مشتری می کنند. قوی ترین تئوریهای روانشناسی و بازاریابی در این نوع فروشها در جریان هستند تا کالایی را که هرگز در جامعه ما به دست صاحبش نمی رسد و هیچ دلیل موجه و کاربردی برای خرید آن وجود ندارد و تنها دلیلی برای ورود به این شبکه هاست را به فروش برساند و فرد را در آرزوی سودهای میلیاری به خواب می برند.

این انگیزه قوی کسب درآمد خصوصا در بین نسل جوان که صبوری گذشتگان را ندارند وقتی در موقع مقرر و به ترتیب مشخص مهار نشده و راهبری نشوند ، چنین سرانجامی را خواهند داشت. چرا که هیچ کشوری در تمام دنیا چون ما چنین بازار جاهلی در برابر خود ندارد. در تمام کشورهای توسعه یافته چنین سیستمی ممنوع و بی کاربرد است ولی چه می شود که ما اسیر آن می شویم بسیار دردها در پس خود دارد که بارها گفته اند و بارها شنیده ایم.

 کو گوش شنوایی ؟

 

پ ن ۱ : کسی میدونه ریشه زیر آب زنی از کجاست ؟

 پ ن ۲ : هر بار یکی از دعاهای شما در پست دعا کن مرا را بالای وب درج می کنم . یک آمین بگویید و به خواندن مشغول شوید.