دورخوانی پنجم ( پدر ، مادر ، ما متهمیم / دکتر علی شریعتی )
پنج شنبه طبق پبش بینی هواشناسی برف شدید باریدن گرفت. هوا هم که حسابی سرد شده بود ، شاید همه گمان می کردند این مساله باعث استقبال کم دوستان شود. اما زهی خیال باطل ، وقتی گودول عزیز از اصفهان صرفا" جهت این جلسه خود را برساند ، نشان از اهمیت این جلسه برای همه دارد. دست مریزاد
وقتی صبح به آلاچیق همیشگی رسیدم ، خوشحال شدم. نوستالوژی باز مدرن ، صفر و نیم ، پرشان ،عیسی و گودول زودتر از من رسیده بودند. من هم به اتفاق باران پاییزی همزمان رسیدیم. کم کم سایر دوستان هم رسیدند.
موضوع کتاب و نوشتار دکتر به حدی بحث برانگیز بود که بشود از پیش بحثهای دوستان را حدس زد. بیخود نبود که در طول هفته به شکلهای گوناگون خواهش کرده بودم حتما" کتاب را مطالعه کنند و به جلسه بیایند. این پیش مطالعه باعث شده بود که همه پر حرف آمده بودند ، هر چند سردی هوا اجازه عرض اندام کافی به همه نداد و بعضی کمتر سخن گفتند.

مطابق هر بار ، قسمتهایی از کتاب را خواندیم. البته چون متنی که دوستان همراه داشتند با متن اصلی کتاب تفاوت زیادی داشت که آن هم به جهت ویرایش و حذفهای اتفاق افتاده !!! بود ، لذا با مطابقت با متن اصلی کتاب که من همراه داشتم که همین کلی از نظام کارمان را به هم می ریخت ، متن را پیش بردیم . به خلاصه حدود 30 صفحه از کتاب را خواندیم که همه حق مطلب ادا نشد ، اما برای جلسه ای با این موضوع و این کتاب و این تعداد شرکت کننده کافی به نظر میرسد. بعد از خواندن این گزاره های انتخابی ، بحث را شروع کردیم. البته به جهت تعدد نظرات و پخش شدن نکات گفته شده و نیز مباحث مطرح شده ، حقیقتا" امکان جمع بندی وجود ندارد و شاید هم پسندیده نباشد. چرا که از ابتدا بنا بر جمع بندی نگذاشتیم و هدف بیان آرا و نیز شنیدن آنها و احیانا" تضارب اندیشه هایمان بود.
با توجه به فرصتی که داشتیم به چند موضوع اساسی پرداخته شد. اینکه دکتر خود را از کدام طبقه و با کدام مشخصات ، معرفی می کند. اینکه این فاصله نسلی و تفاوت اندیشه ها چرا حاصل شده و اینکه چرا فرزند امروز نمی تواند آنچنانکه فرزند دیروز یعنی پدر و مادر امروز می اندیشد ، بیاندیشد و دین داری کند.
به ریشه های تاریخی سطحی گرایی در دین پرداختیم و به نوعی از عصر نبوی تا به امروز به نوعی مرور شد تا رسیدیم به سوالی که صفر و نیم پرسید. چگونه می شود که جوانی در سنین ۲۰ سالگی به این شناخت برسد و براساس سطحی نگری از دین نیاندیشد و دغدغه دین هم داشته باشد؟ خب جان کلام دکتر هم شاید همین بود که می خواست از سطحی نگری به معرفت شناسی دینی برسد و از این رو خود را نماینده طیفی از روشنفکری معرفی میکند که دغدغه دین دارد. در این قسمت نظرات بعضا" مخالف و متضادی مطرح شد که امکان گزارش کامل را من سلب میکند.
اگر بنا بر گزارش جلسه نداشتم ، شاید همین اندک را هم نمی نوشتم چرا که نوشتن از چنین جلسه بحث برانگیز و پرگفتگویی شدنی نیست و شاید باعث از قلم افتادن سخنی شود که پسندیده نیست. همان که کلام را کوتاه کنم و چون همیشه عرض کنم که حظ کسانی که حاضرند از غایبین بیشتر است به نظرم کفایت میکند.
در حاشیه : ( بدینوسیله صمیمانه از ایشان تشکر می شود. )
- کاغذ کاهی زحمت فراوان به جهت تهیه سوپ کشیده بود و در حین جلسه هم برای گرم کردن زحمت بسیار کشید که جای تقدیر ویژه دارد. اگر سردی هوا را هم در نظر داشته باشیم ، محبت ایشان قابل احترام است.
- صفرو نیم که برای بعضی دوستان نقاشی کشیده بود و آورده بود.
- گودول عزیز که از اصفهان برای جلسه امده بود و قبل از جلسه خود را رسانده بود. گز ایشان هم خوردنی بود.
- عیسی که جزوه ای حاوی لغات جایگزین فارسی به جای لغات بیگانه همراه آورده بود که به تعداد دوستان تکثیر شده بود و همه سهمی از این جزوه بردند.
حاضرین از این قرار بودند :
گودول / صفر و نیم / تنهایی / کاغذ کاهی/ عیسی ( دلنوشت ) / مترومن / حرفهایی که به سختی کلمه می شود / پرشان / ترنج / نوستالوژی باز مدرن / دیوار خط خطی / هئومان / باران پائیزی / عاشق ترین امیر اقلیم آب و آئینه / دلمشغولی های آریانا / توت سیاه / یک دبیر فهیم ( خودم )
دورخوانی ششم : سلوک ، محمود دولت آبادی (نشر چشمه ) / جمعه ۲۹ بهمن ماه / ساعت ۱۰:۱۵ صبح / پارک طالقانی جنب کافی شاپ ورودی
پ ن ۱ : گزارشی خواندنی از دیوار خط خطی .
پ ن ۲ : هر بار یکی از دعاهای شما در پست دعا کن مرا را بالای وب درج می کنم . یک آمین بگویید و به خواندن مشغول شوید.