اولین گلی که خریدی کِی بود و برای کی خریدی ؟

خودم میگم بعد شما بگید.

حدودا" ۱۲ سال پیش توی یک فرهنگسرا عضو فعال بودم. کجا؟ همین نزدیکیا. یکبار یک استاد روانشناسی موفقیت و از این حرفها آورده بودند ، من هم یک شاخه گل رز خریدم و باکلاس ، وارد کلاس شدم. و توی چشم نشستم. اینطور کلاسها مثل مکتب میمونند. همه گرد می نشینند و استاد ، اون وسط جلوی چشم همه می نشینه و همه زل می زنند توی چشماش . من هم همچین تابلو با یک گل وارد شدم و گوشه ای نشستم. بیشتر حاضرین فکر کردند که برای استاد گرفتم و چه خیال بیهوده ای می کردند. استاد محترم آمد و نشست. شاخکهاش خوب کار می کرد . سریع گل رو دید. توی دلش فکر کنم خوشش اومد و منتظر شد بهش بدم. منم به روی خودم نیاوردم. هر چند دقیقه گل را بو می کردم و حظ می کردم. توی بحثش یکهو فکر کنم دیگه طاقت نیاورد و پرسید : شما این گل رو برای کی خریدین و دستتون گرفتین؟ من یک نگاهی بهش کردم و گفتم : برای خودم. خواستم با گل وارد کلاستون بشم . همین. همچین یک لبخندی زد که خوشم نیومد. مردک بی جنبه!

تا آخر کلاس هر کسی که می خواست حرف بزنه به من و گل نگاه می کرد و یک لبخند بی مزه تحویلم میداد. من هم با اشتها گل را بو می کردم که انگار نه انگار.

حالا شما بگین اولین گلی که خریدین برای کی بوده و کی خریدین؟