لذت پدری
طی یک ماه اخیر ، هر هفته به دلیلی ، سه روز آخر هفته تعطیل اعلام شد. چند هفته ای آلودگی هوا دلیل این تعطیلی بود و این هفته تاسوعا و عاشورا.
طبیعتا" تعطیلی های دفعی امکان برنامه ریزی های از پیش تعیین شده را از انسان می گیرد و امکان بهره گیری مطلوب را سلب میکند. تو می مانی و اوقات فراغت پیش آمده و عدم برنامه برای استفاده بهینه از آن. چه فرصتهایی که از دست می دهی و می سوزانی. برای منی که خانه نشینی را زیاد عادت نکرده ام ، خستگی و کسالت بیشتری بوجود می آورد و عجیب حوصله ام را سر می برد.
اما طی این مدت ، آنچه کسالت تعطیلات را برایم کمرنگ تر کرد ، تجربه حسی بود که طی ماههای اخیر، به دلیل مشغله ها و خستگی هایم تمام وکمال آن را درک نکرده بودم.
بودن کنار فرزندی که جز مادرش ، حالا تو را هم میشناسد. با هر خنده تو ، خنده ای مهمانت میکند. بازی هایت را دوست دارد و در آغوش تو آرام می گیرد. در میان نوازشهای دستان تو آرام می شود و به خواب میرود. با چشمانش تو را همراهی می کند و برای آغوش تو اشتیاق نشان می دهد و تو را گرفتار یک حس غریب می کند. حسی که از سالها پیش حسرت آن را با خود به این روزگار آورده ای ، حس شیرین پدری. انگاردر این بین چیزی از درون تو می جوشد. چونان انرژی که پیش از آن ، همراه نداشتی اش. اینجاست که باور می کنی ، هنوز ذره هایی از وجود انسانی در تو باقی مانده و هنوز زندگی ماشینی تو را در خود غرق نکرده و باور می کنی کسانی کنار تو زندگی می کنند که در کنار تو و در آغوش تو امنیت را تجربه می کنند و لحظات بی توبودن را به قیمت لحظات کنار تو بودن ، تحمل می کنند واین حس قدرتمند تو را به پیش می برد. محکم و استوار.
پ ن ۱ : دورخوانی دوم فراموش نشود : جمعه ۳ دی / ساعت ۱۰:۱۵ صبح / پارک طالقانی. جنب کافی شاپ ورودی / کتاب : ماهی سیاه کوچولو/ صمد بهرنگی
پ ن ۲ : حمل دیش با موتور ( اعتماد به نفس را دارین که ! ) . اینجا را ببینید.