هورا... هورا... هورا...
(هورا، هورا، هورا ...!)
ما، يعنی شما
با شما هستم زحمتکشانِ صبور، نارواديدگانِ نجيب!
کمتر بخوابيد، بيشتر کار کنيد
کمتر بخوريد، بيشتر کار کنيد
کمتر بنوشيد، بيشتر کار کنيد
کمتر بميريد، بيشتر کار کنيد!
روز با شب برابر است
تاول با ترانه
نان با سنگ
و من با شما ...
(کفزدنهای مکرر: شورانگيز، باشکوه، خارقالعاده.)
کارفرمایِ ما راست میگويد،
ما شبيه يکديگريم
ما با هم برادريم
مثل ترانه با تاول
مثل نان با سنگ
مثل ظلمت با فانوس.
ما هر دو زيرِ يک آسمان زاده میشويم
ما هر دو روی پاهايمان راه میرويم
ما هر دو نفس میکشيم
و هر دو به يکی زبانِ ساده سخن میگوييم.
ما سنگ میکشيم، او میخوابد
ما کار میکنيم، او میخوابد
ما ...
پ ن ۱ : مدتها بود شعری از سید علی صالحی عزیز نگذاشته بودم.
پ ن ۲ : خودم سپید می نویسم ولی انگیزه ای برای اینکه در اینجا بگذارم ندارم. شاید وقتی دیگر.
پ ن ۳ ( خیلی مهم ) : پست صدم را بخوانید تا یادتان بیاید.
قرار دور خوانی جمعه : ۱۹ آذر . پارک طالقانی . ساعت ۱۰:۱۵ . پشت ایستگاه مترو حقانی . جنب نمازخانه و دستشویی