آزادگی حسین
ماه محرم برای من ماه عزیزیه. هر چند این سالهای اخیر به دلیل خراب شدن فضای مراسم عزاداری تهران کمتر بیرون می روم. از این غذا جمع کردن های چتر بازانه هم بیزارم. اما هر چه باشد محرم است و نام امامی که عشق است.
از آن سال زیاد نمی گذرد. برای خواب جایی نداشتم. از شانس ابتدای این بی خانمانی به ابتدای محرم خورد. به بهانه محرم و کمک به هیات ، شبها با یکی از دوستان در تکیه ای می خوابیدم. چند شبی به همین منوال گذشت. بزرگترهای هیات دیگه داشتند شک می کردند. این کیه که شب توی هیات می مونه و نمیره ؟ روزها ازش خبری نیست و شبها پیداش میشه. داشتم این نگاه را به خودم حس می کردم . توی همین حین و بین ، یکی از دوستانم را دیدم. او هم برایش سوال شده بود. حالا کسی گفته بود یا خودش فهمیده بود ، بماند. مساله را پیش کشید و مشکل را شنید.
با هم به کلید سازی رفتیم . یک کلید از محلی که در اختیار خودش بود به من داد. ۶ ماه مهمان او بودم تا جای بهتری برای سکونت یافتم.
برای بهانه من ، بهای بالایی گرفته بودم. این آزادگی حسین نیست ؟
پ ن: راجع به مراسم دورخوانی جمعه فردا یک پست با توضیحات کامل می گذارم. همراه باشید.
پ ن ۲ : این دهه عزادارم. تسلی ام دهید. وب را هم سوگوار کردم. دلگیر نشود.