نسل ژوراسیکی
اول این را بخوان تا بعد،حکایتی را برایتان تعریف کنم !
سلام رفیق
یک بار در بانکوک و یکبار در کوالالامپور هزینه یک شب یک ف.احشه را دادم تا با او مفصل مصاحبه کنم!قیافه شان وقتی میخواستند لخت شوند و من میگفتم:« دونت دو دیس. سیت هیر اند لیسن تو می!»واقعا دیدنی بود! ف.احشه تایلندی دم صبح در حالیکه هردومون مست افتاده بودیم روی تخت بهم گفت:«آر یو ا ریل من؟!» طفلی به مردانگی ما شک کرده بود!!!
این روزها مردونگی به اینه که وقتی پول ف.احشه میدی تا تهش رو استفاده کنی! اما همونطوریکه گفتی انسانهای ژوراسیک طفلکن! هنوز عادت نکردن به این قوانین جدید!
در همین راستا من یه دوست دختر داشتم که همیشه بهم میگفت:«تو مال ۵۰۰ سال قبلی. فقط دیر به دنیا اومدی!!»
حالا همه اینها که گفتم یعنی من آدم خوبی هستم؟مسلما نه!
کامنت بالا را ..... عزیز در پست : شده تا به حال ... (یکم) ، برایم به یادگار گذاشت . موردی به یادم افتاد که یکی از شاگردان برایم تعریف کرده که شنیدنش خالی از لطف نیست!
ایشان به همراه عده ای از همراهانشان به سفری می روند . یکی از شهرستانهای ..... بگذریم . مگر فرقی می کند ؟ چند نفری از آنها ، به فکر شیطنت جنسی می افتند و مقدمات این کار را فراهم می کنند. گوینده ماجرا ، شاگردی قوی و به قول امروزیها پاستوریزه بود ولی همراهان برای او هم سفارش لازم را می دهند تا او را در عمل انجام شده گیر بیاندازند و او هم بعله ! سفارشها ترگل و برگل از راه میرسند و هر کس به کار خویش مشغول می شود و او را هم همراه یکی از ایشان به اتاقی هدایت می کنند. بعد از ۲ ساعت و نیم ، می بینند که از این اتاق صدایی خارج نمی شود و هنوز مشغولند. تعجب می کنند از همت والای او و تصور می کنند که طرف آب ندیده بوده وگرنه شناگر ماهری بوده ، ناغافل در را باز می کنند تا ماجرا را ببینند. فکر می کنید با چه صحنه ای رو به رو شده باشند؟
هر دو نیمه برهنه ، با چند کتاب و دفتر ، مشغول حل کردن مسائل معادلات دیفرانسیل بودند. مهمان سفارشی ، دانشجویی از شهری دیگر در آن شهر بوده ( شهرها را نگفتم تا به کسی بر نخورد. تعصب شهری نداریم. ) و از قضا فردای آن روز امتحان آن درس را داشته و از سر ضرورت مالی تن به این سفارش داده بود. این آقا هم که متوجه ماجرا می شود ، برنامه سورپرایز را به جلسه رفع اشکال برای او بدل می کند و این ۲ ساعت و نیم تا ۴ ساعت به طول می انجامد. تا جایی که همه می روند و فقط این دو می مانند و دفتر ها و .... سر آخر هم هزینه سفارش را به او پرداخت می کند و خداحافظ.
پ ن ۱: برای من که تعریف کرد ، از شرافتش خجالت کشیدم . شما را نمی دانم. دانستم در نسل بعد از من هم ، در حال انقراض موجود است. نسل ژوراسیکی ! نسلی بود که .... توی یک پست تعریفش میکنم. حروم میشه اینجا !
پ ن ۲ : این پست ۹۸ بود. صدم را فردا یا پس فردا منتشر می کنم با یک عالمه حرف و یک حرکت تازه . اگر اهلش باشید !!!
پ ن ۳ : نمی دانم چرا اینقدر راجع به این قشر مظلوم می نویسم. شاید نگاهی دیگر. نمی دانم . حتما" لازمه که من می نویسم. البته شاید هم مظلوم نباشند. شاید...
پ ن ۴ : با عصبانیت ! تو را به جدتون از این کامنتهای تبلیغی کشکی نگذارید. همه شون هم می نویسند چقدر مطالبت زیباست. حالا نخونده ها. بیکارها !