نگران نباش گردوی پیر !
دو ... شاخه از يکی درخت:
يکی تيرِ تابوت وُ
يکی تختِ گهواره؟
نگران نباش گردوی پير!
حالا هزار پاييز است
که گاه میآيند وُ
هزار بهار است که گاه میروند،
هيچ پرندهای
آشيانِ پرندهی ديگری را تصرف نخواهد کرد.
پ ن : سیدعلی صالحی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۹ ساعت 15:50 توسط فرهاد حسنی
|