من شرمنده ام.
شنيدم در يكي از شهرهاي دوركشورمان ، دبيري نامحترم با قسمت صحافي شده كتاب ( قسمت عطف ) بر سر دانش آموزي كه دير آمده بوده زده و وي به حالت كما رفته و يك هفته بعد هم از دنيا رفته است.
در پي اين حركت آن دبير بازداشت مي شود. و ....
يادم مي آيد روزگاري را كه به ازاي هر يك دقيقه تاخير ، يك ضربه خط كش خيس بر روي دستمان زده ميشد. آرزو می کردیم او بفهمد که چقدر درد دارد. چقدر درد دارد وقتی تو مقصر نیستی و تنبیه می شوی. چقدر درد دارد که تنبیه می شوی و بعد هم راحت و آسوده تو را به کلاس هدایت می کند. چقدر درد دارد.
اصلا" برای چه باید تنبیه شوی. چه کسی به تو یا به من حق داده که تنبیه کنیم. مایی که به خاطر خطاهایمان خود را تنبیه نمی کنیم چه حقی داریم دیگران را تنبیه کنیم.
پ ن ۱ : جالب اينجاست كه دانش آموز با دبير مزبور فاميل بوده است.
پ ن ۲ : من شرمنده ام .