دورخوانی سوم ( داستان عدل / صادق چوبک )
جمعه ۱۷ دی ماه ، سومین جلسه دورخوانی وبلاگستان با حضور گرم دوستان برگزار شد. خوشحالم از اینکه این برنامه طرفدارهای ثابت خود را پیدا کرده و برای آمدن به آن صبح جمعه را به حضورشان زیباتر می کنند. ساعت ده که به محل رسیدم ، نوستالوژی باز مدرن زودتر از من رسیده بود. بعد از چند دقیقه ، قاصدک رسید و بعد هم کم کم سایر دوستان.
بعد از جمع شدن دوستان و خوش و بش اولیه ، برنامه را شروع کردیم. ابتدا باران پائیزی به عنوان فعالترین عضو جمع ، داستان را خواند. البته با او شرط کردم که با لحن اصلی داستان را بخواند که او هم تمام سعی خودش را کرد. بعد هم وارد بحث راجع به داستان شدیم. ابتدا خودش کمی داستان را تحلیل کرد و تقابل جامعه سنتی و مدرن و بی تفاوتی آدمها در زندگی مدرن به وقایع اطراف و پایداری اسب به عنوان نماد سنت در مقابل اتومبیل به عنوان نماد مدرنیته اشاره کرد. بعد هم به نبودن زن در فضای قصه اشاره کرد که نشان از نگاه زن در قصه صادق چوبک و همین طور نبود حضور زن در عصر نگارش قصه در فضای عمومی اجتماع اشاره کرد.

چند نفر از دوستان – قاصدک ، وب لوگ ، ماهیچ ، مانگاه – از علت نامگذاری عدل برای داستان سوال کردند که بحث داغی در اینباره شروع شد و تقریبا" همه در آن شرکت کردند. نگاه متفق همه هم بر این بود که در واقع چون عدلی در قصه رعایت نمی شود ، شاید این نام تناقض را نشان می دهد یا شاید هم به نشانه قضاوتی است که دیگران راجع به آن اسب می کردند که از نگاه هر کدام نشانه عدل بود.
برای پیش رفتن جلسه ، سعی می کردم سوالاتی را از جمع بپرسم و جمع را به پاسخ وادارم. مانند : بی فضا بودن قصه ، همین طور شخصیت صادق چوبک و اینکه اگر فضای آن روزگار جامعه ایران را ندانسته باشیم و با نویسنده قصه آشنایی نداشته باشیم ، تحلیل و فهم قصه ناقص باقی می ماند.
گودول هم زندگی و مرگ صادق چوبک ( وصیتی که می کند تا آتشش بزنند و خاکسترش را به اقیانوس بریزند ) را اشاره کرد و جلسه به این شکل پیش رفت.
از چند نفر باید به طور ویژه قدردانی کنم :
نخست : باران پائیزی (راوی ) که مثل هر بار فعال و پویا در جلسه حاضر بود و در تمام بحثها ، دقیق و جدی شرکت می کرد.
دوم: گودول ( سعید ) که پذیرایی ( چای و شیرینی ) را زحمت کشید.
سوم : وب لوگ ( مجتبی ) که داستان را برای همه پرینت کرده و آورده بود.
چهارم: کلیه دوستان عزیزی که مثل بارهای قبل آمدند و این جلسه را رونق دادند تا نشان بدهیم می توانیم در جلسه ای موضوع دار و فرهنگی دور هم جمع شویم و دوستانه و صمیمی گفتگو کنیم.
سر آخر قبل از انتخاب کتاب جلسه بعدی ، حدود ۴۵ دقیقه ای بحث راجع به نقش زن در اجتماع و سیر تاریخی حضور زن بین بچه ها شکل گرفت که مطابق بحث های این چنینی ، داغ و پرانرژی جلو رفت و در عین احترام و ادب همه حرفهای خود را زدند . البته طبیعی بود در بعضی جاها ، بحث دو نفره شود که سعی کردم همه را در بحث وارد کنم.
آخر جلسه هم با توافق دوستان ، سه کتاب برای سه جلسه آینده انتخاب شد تا با برنامه ریزی بهتر به استقبال باقی جلسات برویم. از بین کتابهای : شورش خرگوشها ، نوشته آریل دورفون / میرا، نوشته کریستوفر فرانک / سنگی بر گوری ، نوشته جلال آل احمد / پدر و مادر ما متهمیم ، نوشته علی شریعتی / سلوک ، نوشته محمود دولت آبادی به ترتیب کتابهای زیر برای جلسات بعدی انتخاب شدند:
دورخوانی چهارم : سنگی بر گوری ، جلال آل احمد / جمعه ۱ بهمن ماه / ساعت ۱۰:۱۵ صبح / پارک طالقانی جنب کافی شاپ ورودی
دورخوانی پنجم : پدر ، مادر ما متهمیم ، علی شریعتی / جمعه ۱۵ بهمن ماه / ساعت ۱۰:۱۵ صبح
دورخوانی ششم : سلوک ، محمود دولت آبادی / جمعه ۲۹ بهمن ماه / ساعت ۱۰:۱۵ صبح
حاضرین از این قرار بودند:
گودول (سعید ) / باران پائیزی / تنهایی / وب لوگ / یک دبیر فهیم ( خودم ) / نوستالوژی باز مدرن / ما هیچ ما نگاه / نیستا / نیلوفر آبی / حرفهایی که به سختی کلمه می شود / خبرگزاری دلنا /قاصدک / ضعیفه ای که ... / نئوبلاگر
دوست خوبم عیسی ( دلنوشت ) هم تلفنی اعلام حضور کرد و از نبودنش عذر خواست. رضا کوشالشاهی هم برای مراسم خداحافظی خود را رساند.
سرآخر جلسه ساعت ۱۲:۴۵ پایان پذیرفت و غیر رسمی شد.
پ ن ۱ : مانند قبل شرح جلسه را به اختصار نوشتم تا کسانی که بودند حظشان از غایبین بیشتر باشد.
پ ن ۲ : با تشکر از وبلاگ محترم ایندرا که در اوایل هفته گذشته متن داستان را بر روی وبشان گذاشتند که من به خاطر اینکه بحث زودتر از تاریخ جلسه آغاز نشود به ایشان لینک نداده بودم. از ایشان ممنونم.
پ ن ۳ : لینک دانلود سنگی بر گوری با پسورد www.homebook.blogfa.com . به صورت حروف کوچک وارد کنید.