گفتند:
به اتهام يک تغزل ممنوع،
هزار حرف تازه از تکلم شتيلا* تراشيده‌ای!
گفتم: انکار نمی‌کنم.


گفتند: بس است!
گمان نمی‌کنی که در انکار عشق
تو صاحب نوعی سکوتِ مقدسی؟
گفتم:‌ انکار نمی‌کنم.


گفتند:
بنويس!
بنويس که تقدير نانوشته‌ی خويش را انکار نمی‌کنم!
نوشتم: انکار نمی‌کنم!
و همسرايانی غريب از پس ديوارهای جهان زمزمه کردند:
"شاعران بزرگ، گويا چنين زيسته‌اند!"

* اردوگاهی در فلسطين

پ ن : سید علی صالحی