در آخر گفتند :
گفتند:
به اتهام يک تغزل ممنوع،
هزار حرف تازه از تکلم شتيلا* تراشيدهای!
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند: بس است!
گمان نمیکنی که در انکار عشق
تو صاحب نوعی سکوتِ مقدسی؟
گفتم: انکار نمیکنم.
گفتند:
بنويس!
بنويس که تقدير نانوشتهی خويش را انکار نمیکنم!
نوشتم: انکار نمیکنم!
و همسرايانی غريب از پس ديوارهای جهان زمزمه کردند:
"شاعران بزرگ، گويا چنين زيستهاند!"
* اردوگاهی در فلسطين
پ ن : سید علی صالحی
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 10:5 توسط فرهاد حسنی
|